X
تبلیغات
رایتل

بیشتر از یک ماه ننوشتم

چرا؟ چون کلاً پاییزها دپرسم

اما این بار سقوط کردم

برام جالب بود که تا حالا از سقوط ننوشته بودم

شاید مشکلات همیشه به آرامی به وجود می آمدند و به بودنشان عادت می کردم

اما این بار در اوج شادی و مقاومت درد بدی وارد وجودم شد

تا حالا اینجوری نشده بود که از ارتفاع سقوط آزاد کنم

اولش شوکه بودم و واکنشی نشون ندادم

ولی بعد که فهمیدم واقعاً استرس شدیدی داشتم

خیلی راحت آرامش همیشگیمو تا چند روز تحت الشعاء خودش قرار داد
الان دردش کمتر شده ولی اول از همه باید تیغه تیزی که توی تنم فرو رفته را در بیارم

تا عامل جراحت از بین نره صبر و تحمل باعث خوب شدن زخم نمی شه






تاریخ : دوشنبه 14 آذر 1390 | 02:47 ق.ظ | نویسنده : پسر آبی | نظرات (1)