دنیای آبی :)

آبی نوشت های من ✍️

آذر نامه

" طبق باور اگزیستانسیالیست‌ها زندگی بی‌معناست مگر اینکه خود شخص به آن معنا دهد؛ این بدین معناست که ما خود را در زندگی می‌یابیم، آنگاه تصمیم می‌گیریم که به آن معنا یا ماهیت دهیم  "


دیدم وبلاگ مسعود فراستی هم داخل بلاگ اسکایه یاد وبلاگ خودم افتادم

به صورت کاملا تصادفی دیدم امروز دقیقا سه سال از آخرین پستم گذشته  به فال نیک گرفتم و گفتم چند خطی بنویسم 

خوشبختانه تو دنیایی که هیچ چیزش همیشگی نیست بلاگ اسکای و Pic4Ever در طی این بیش از یک دهه ثابت موندن و هیچ بهانه ای برای ننوشتن وجود نداره

حالم خوبه! آرومم! و حس میکنم پخته تر از آخرین نوشتم شدم...شاید هم سوختم و خودم خبر ندارم 

نوشتن خیلی خوبه و ورزش مغز و مدیتیشن روحه

ای کاش کمتر تنبل بودم 

خودمو اینطور توجیه میکنم که نویسنده اونیه که نوشتن براش سخت تر از بقیه باشه

ای کاش کمتر اتفاقات رو توجیه میکردم و مسئولیت پذیرتر بودم 

و ای کاش جسورتر بودم و به جای شک هایم عملگرا تر بودم تا کمتر افسوس بخورم 

الان که چند خطی نوشتم شیرنیش زیر دندونم مزه داده اما اعتراف می کنم نوشتنی که منعکس کننده حس و حالم باشه سخته 

دوست دارم همینطور که حالا نوشته های قدیممو میخونم و خاطرات و حس های فراموش شده رو یادم میاد

بعدها هم حس این جمعه خنک پاییزی که درگیر استرس مفید پایان نامه و کار و تجارتم برام زنده شه 

در شرایطی بهتر و پولدار تر از حالام 

البرز آینده! امروزم خوبم...اما تو بهتر باش 

چهارشنبه هم عقد داش حسین بود و برق رفت اما حال داد! 

همین 

برچسب‌ها: آذر، خاطرات
تاریخ ارسال: جمعه 17 آذر 1396 ساعت 04:35 ب.ظ | نویسنده: پسر آبی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد