بار دیگر زمانی برای سکوت از راه رسید
فرصتی طلایی برای دوباره شناختن خود
لذت بردن از آرامش نهفته در تکرار زندگی ک زمانی تصور می کردم روزمرگیه
جمع کردن انرژی
شناختن بهتر دوستام و شادی بودن در کنار هم (حالا ن ب شدت نباشی دوستام هستن په کون لقت!!
)
مثل چهارشنبه 28 آبان ک بعد از مدتهای دوستامو دیدم و گل گفتیم و شنیدیم
فهمیدم گاه باید از پارو زدن بی نتیجه دست بکشم و هیچ کاری نکنم
فقط بادبانها را باز کنم و منتظر آینده بشینم
حتما روزی بادی خواهد وزید و قایق و قایقران را ب حرکت می اندازه
فعلا قایقران سکوت میکنه و ب صدای دریا گوش میده...
به همین زودی یک ماه از سال 93 هم گذشت
سالی ک دیگه نو نیست...آخرین تبریک سال نو را پنجشنبه 4 اردیبهشت از N دریافت کردم!
ب سرعت یک چشم بهم زدن گذشت
هر چند جمله خیلی کلیشه ای ولی چ می شه کرد...واقعیته دیگه
از واقعیتم نمیشه فرار کرد
هستند کسانی ک واقعیت را اونطور ک دوست دارند تفسیر می کنند و حتی تغییرش میدن
ولی من از این جنس افراد نیستم
جبرگرایی هستم ک سعی میکنم ایده آل گرا عمل کنم...ولی بیشتر ب افکار بسنده میکنم
و تضاد پندار و واقعیت ها همیشه آزارم میده
از همین چند خط پیداست ک اتفاقای پیچیده ای رو پشت سر می گذارم
اما تفسیر را موکول میکنم ب زمانی ک دفتر این ماه بسته شده باشه
فروردینی ک گذشت ماه خوبی بود
آرامش
دوری از دنیای مجازی
دید و بازدیدهای فامیلی
گاه دکمه ایده آل گراییم رو خاموش میکنم و از حداقل خوشی های اطرافم لذت می برم
اما غیر قابل انکاره ک با وجود تمامی خطرها، پرنده برای پرواز آفریده شده
فروردین ماه آرامش بود
آرامش قبل از طوفان
الان در قلب طوفانم...با این ک سخت می گذره و روابطم گره خورده ولی حس خوبی دارم
حس ناب تصمیم گیری بین یک دنیا جبر
دیر یا زود ب چیزهایی ک میخوام می رسم
ولی شیرین تر از وصال...خود سفر است
پ.ن
پست جدید برا وبلاگمون می نویسیم اولش با ناله نفرین شروع میشه آخرش با امید تموم میشه...خدایا این دل خوشیو ازمون نگیر