دنیای آبی  :)

دنیای آبی :)

نوشته های شخصی پسر آبی
دنیای آبی  :)

دنیای آبی :)

نوشته های شخصی پسر آبی

انقلاب نزدیک است

حقیقتاْ این وبلاگ نتیجه دو سال تلاش غیر منظم است که سنگ صبوری برای شادی ها و غمهای اندکم و سردرگمی هایم بوده ولی این چند وقته کمتر بهش توجه کردم

اگر توجه نکردنم به خاطر نبود علاقه بود خیالم راحت بود ولی اینجارو خیلی دوست دارم


قبول دارم که هیچ وقت منظم نبودم و اینجا را مرتب آپدیت نکردم مگر یک دوره خاص که درصد جوگیری ام رفته بود اما این رسم وبلاگ داری نیست

بلاگ اسکای با همه خوبیهاش برایم پلی بود که  متحولم کرد و حالا که انقلاب درونم در آستانه به وقوع پیوستن است تصمیم گرفته ام اینجا برایم گنجه ای دوست داشتنی باشد و برای خودم ویتری جدید دست و پا کنم

ادامه مطلب ...

روز چهارم

احساس عجیبی دارم...شاید نوشتمش و بعداً در فرصتی منتشرش کردم

فعلاً فکر اینم که یه وبلاگ رسمی و شیک با اسم خودم درست کنم... یه وبلاگ با ورد پرس 


روز چهارم

شمارمو به خاطر تحقیق درس اکولوژی شهری و  توسعه فیزیکی شهرها داده بودم به خانم میرزایی چون پدرش معمار بزرگیه و نتیجتاً آدم با نفوذیه

گفته بود که شب جمعه! بهتون زنگ می زنم ولی همونطور که حدس زدم منظورش جمعه شب بود

یه اس ام اس ازش به دستم رسید و فوراً توی ویکی مپیا به دنبال آدرس گشتم

یکم وقت که گذشت یه شماره ناشناس بهم زنگ زد و به خیال این که پژمانه...ردش کردم.حوصله جزوه دادن بهش را نداشتم!

دوباره زنگ زد و یه حسی بهم گفت پژمان نیست و اتفاقاً هم نبود

خانم میرزایی بود که با شماره پدرش زنگ می زد و گفت: شماره ناشناس جواب نمی دین؟! مثل دخترا شدینا

سراغ مهدی را از من می گرفت چون که مهدی معمولاً روزای تعطیل سرپرستی تور به عهده داره


ادامه مطلب ...

دولت فریب

کاریکاتور دولت فریب - توسط یکی از دوستان

طلوع امید

یک ترم دیگه هم گذشت! به همین راحتی با کلیا خاطره شیرین

در کل از وضعیتم رضایت دارم و احساس می کنم بر خلاف اون چیزی که انتظار نداشتم تلاشهایم به نتیجه نشست و تونستم اعتماد دوستام و استادها را به خودم معطوف!(چه کلمه قلنبه سلنبه ای! ) کنم

حتی از افتادن ریاضی هم برای بار دوم گله ای ندارم (حالا اگر گله داشته باشم چی کار می تونم بکنم؟! ) و به فال نیک می گیرم 

همیشه خودم را دست کم می گیرم ولی به موقعه اش (بخونید دقیقه 90! ) تلاشمو می کنم و نتیجه فراتر از تصورم می شه.

اگر پارسال همین موقع یکی بهم می گفت سال دیگه دو ترم از دانشگاهت را تموم کردی باور نمی کردم و می گفتم: با این سوادی که من دارم عمراً بتونم از پس امتحانای دانشگاه با اون بچه های درس خونش بر بیام 

 

ادامه مطلب ...

اعلام وجود

بعد از مدتها مشغله نه چندان تلخ و نه شیرین بار دیگه به ریتم قبلی ام برگشتم

نمی دونم چی بود ولی فکر کنم انقلاب تابستانی محسوب بشه

در آینده ای نزدیک بار دیگر با خاطرات شیرینم این وبلاگ را تبرک می کنم

فعلاً پست زدم ابراز وجود کنم

کجاست وبلاگی که هفته یه روز آپدیت می شد و می خواست بشه هفته ای دو روز

به قول سنجد

برمی گردم....حتماً